محمد علي حزين لاهيجي

108

فتح السبل ( فارسى )

نيست ؟ ديگر بايد ملاحظه نمود آنچه ميان ابىّ بن كعب و عبد اللّه بن مسعود گذشته از سب‌ها و شتم‌ها تا به حدى كه يكديگر را از پدر خود نفى كردند . و همچنين اين كلام ابىّ بن كعب از مشهورات و منقولات است « ما زالت هذه الامّة مكبوبة على وجهها منذ فقدوا نبيّهم » « 1 » . و همچنين كلام او كه : « الا هلك اهل العقد و اللّه ما آسى عليهم انّما آسى على من يضلّون من النّاس » . و همچنين اين كلام عبد الرحمن بن عوف است كه گفته : « ما كنت ارى أن أعيش حتّى يقول لي عثمان يا منافق » « 2 » و همچنين اين كلام او كه گفته : « لو استقبلت من أمري ما استدبرت ما ولّيت عثمان شسعي « 3 » نعلي » . و اين كلام او كه « اللهم انّ عثمان قد أبى أن يقيم كتابك فافعل به ما فعل بي » « 4 » . و اين كلام على بن ابى طالب - ع - است كه به عثمان گفته در بين گفتگويى كه در ميانشان گذشته : ابو بكر و عمر خير منك و انا خير منهما عبدت اللّه قبلهما ، و عبدته بعدهما » « 5 » . و روايت كرده سفيان بن عيينه از عمرو بن دينار كه گفته نزد عروة بن زبير حاضر بودم كه مقدار اقامت پيغمبر به مكّه بعد از رسالت مذكور شد ، عروه گفت كه ده سال اقامت فرموده ، من گفتم كه ابن عباس مىگويد سيزده سال . عروه گفت كه ابن عبّاس دروغ مىگويد . ! و همچنين ابن عباس مىگفته كه متعه حلال است و جبير بن مطعم مىگويد كه « عمر » از آن نهى مىكرد . ابن عباس مىگويد كه اى دشمن نفس خود از اين سبب شما گمراه شده‌ايد من از پيغمبر حديث نقل مىكنم و شما سخن عمر را براى من

--> ( 1 ) . در اصل « العقيدة » . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى حديد ج 20 / 25 ، المسترشد 227 . ( 3 ) . در اصل « ششع » . ( 4 ) . در اصل « و افعل » . ( 5 ) . المسترشد 227 ، كنز الفوائد چاپ بيروت ج 1 / 265 ، شرح نهج البلاغة ج 20 / 25 .